اگر موضوع پیشگیری، جرائمی باشد که شدت و پیامدهای مادی و روانی آن گریبانگیر افراد بیشتری باشد و وجدان انسانهای بیشتری را بهشدت بالاتری بهدرد آورد، استفاده از این تدبیر اهمیت بیشتری مییابد.
همچنین اگر مرتکب جرم، شخصی باشد که انگیزههای غیرانسانی، ضد اخلاقی مبتنی بر نفرت، نسلزدایی، اشغالگری یا زیادهخواهی و ظلم و طغیانگری داشته باشد، نه فقط کیفرگذاری بلکه کیفردهی حداکثری، هم اقتضای عدالت قضایی است و هم اقتضای نیل به هدف پیشگیری مبتنی بر دادرسی حکیمانه.
این حقیقت، اختصاص به قلمرو زمانی یا سرزمینی خاصی ندارد؛ همچنان که اختصاص به جرائم خاصی ندارد ولی در جنایات علیه افراد بیدفاع مثل اسیران، کودکان، زنان و افراد معلول و کهنسال و جرائمی که با شیوههای سنگدلانهتری مثل آتش زدن، مثله کردن، زجرکش کردن از طریق شکنجه جسمی و روحی یا گرسنگی و تشنگی دادن باشد، اهمیت بیشتری مییابد.
جنایات سرکردههای رژیم صهیونی، مصداق بارز جنایتهای بسیار خشن و غیرانسانیای است که در بالا بیان شد.
در وهله نخست، عدم پاسخ کیفری مناسب به حجم گسترده و بهشدت فجیع و غیرانسانی جنایات رژیم صهیونی، از منظر فلسفه حقوق بینالملل، نشانهای از مرگ یا دستکم حالت احتضار تمدن غربی و حقوقبشر لیبرال و منشور سازمان ملل و حقوقبشر مدعی عدالت، اخلاق، برادری و برابری انسانهاست.
از منظر تحلیل پیامدگرایانه یقینا هرگونه کوتاهی و فروگذاری قوانین کیفری داخلی و بینالمللی برای محاکمه و کیفردهی پیشگیرانه و عادلانه اشغالگران مرتکب جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت، تجاوز و نسلزدایی در سرزمینهای فلسطین و همچنین علیه مردم ایران، دو پیامد بسیار خطرناک را به دنبال خواهد داشت:
۱. گستاخی و جریشدن بیشتر مرتکبان این جرائم در بالا بردن شدت جنایات و کمیت آن و همچنین برای حمله و تجاوز و اشغالگری و تخریب در سایر کشورها.
این پیامد، به سبب کمکاری و بیعملی نهادها و سازوکارهای بینالمللی برای محاکمه و مجازات سران رژیم صهیونی، هماکنون حادث شده و رژیم صهیونی نهتنها بخشهایی از لبنان و سوریه را اشغال کرده و در این مناطق مرتکب جنایات جنگی شده، بلکه جرات درافتادن با نظام جمهوری اسلامی را نیز با تحمیل دو جنگ و ویرانگری و قتل هزاران زن و کودک بیدفاع ایرانی پیدا کرده است؛ هرچند پاسخ کوبنده و بازدارنده نیروهای مسلح و مردم صبور و بصیر ما، این رژیم را در برابر ملت ایران سرجای خود نشاند.
۲. جرات یافتن مجرمان بالقوه بینالمللی برای تجاوز و جنایت.
در این باره هم میتوان از رژیمهای غیر قانونی مانند حاکمان رژیم نامشروع سومالیلند، دولت امارات متحده عربی و برخی دولتهای اروپایی نام برد که پس از بیپاسخ ماندن جنایات رژیم صهیونی در غزه، انگیزههای مجرمانه خود را در اعلام استقلال بخشی از کشور سومالی با حمایت آن رژیم و نیز ارتکاب تجاوز جنگی و جنایت علیه مردم ایران در همکاری با رژیم صهیونی و آمریکای جانی، بروز دادند.
ناگفته نماند که همراهی نظام بینالملل و نهادها و سازوکارهای قضایی جهانی با قلدری و زورگویی دولت آمریکا به جای تعقیب کیفری به جرم دهها سال انواع جنایت ارتکابی سران این دولت علیه دهها کشور و مردم بیگناه آنها، خود علت اصلی مشوق رژیم صهیونی و دنبالههای آن بوده است.
ادامه بیکیفری رژیمصهیونیستی و مماشات در برابر جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت و نسلکشی این رژیم بیتردید آثار و پیامدهایش برای صلح و امنیت جهانی و منطقهای همزمان احساس میشود، در همین راستا جامعه جهانی چه وظیفهای دارد؟ و ادامه بیکیفری اسرائیل چه تبعات منفیتری در جهان خواهد داشت؟